حسن حسن زاده آملى

330

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

ردّ اتّحاد آورده منطبق بر احتمال اول است . و صدر المتألّهين فرمود : ناچار معنى مجرد بايد معقول باشد مثلا معنى حيوان كلّى كه مجّرد است معقول است و معقوليّت از لوازم ذات اوست و لوازم ذات محال است نيازمند وجود چيزى خارج از ذات باشد زيرا كه در اين صورت از لوازم نخواهد بود مانند شكستن كه از لوازم تبر نيست ، و بريدن از لوازم ارّه نيست چون نيازمند چوب است ، امّا تيز بودن از لوازم آنها است چون حاجت به چيزى غير علّت ندارد و پس از دارا شدن صفت از ديگرى بىنياز است و حيوان كلّى كه معقول است حاجت به غير ندارد در معقوليّت و ناچار خود عاقل خود هست و هر صورتى خود عاقل خود باشد با ذهن انسان كه عاقل اوست متّحد است . همچنين از اتّحاد عقل انسان با عقل فعّال عجب نبايد داشت زيرا كه از پيوند معلول به علّت و مسبّب به سبب و تابع به متبوع و پيوند شكوفه به نهال اتّحاد در همه چيز لازم نمىآيد ، پس واجب نيست وقتى عقل انسان با عقل فعّال متّحد مىشود هرچه عقل فعّال مىداند او هم بداند .